بنام خدا

سه شنبه 14/03/87ظهر همه اعضاي گروه در ترمينال شرق تهران جمع شدند: جبيب رضايي-كيانا رضايي- ساجده كشميري(بندر عباس)- محمدرضا مرادي- حميد وطنخواه(اهواز)-علي قادري.
شلوغي بيش از حد محوطه ترمينال به دليل حجم بالاي افرادي بود كه قصد مسافرت را داشتند و دليل اصلي آن، نبود اتوبوس هاي برون شهري بود كه براي حمل مسافران به مرقد امام (ره) رفته بودند.پس از گذشت دو و نيم ساعت با كرايه يك دستگاه ميني بوس دربستي به سمت پلور به راه افتاديم. ترافيك...
در بين راه با مصطفي لاريجاني تماس گرفتم و با خبر شدم كه جاده پاركينگ هنوز باز نشده و مسدود است. پس برنامه صعود غربي كنسل شد! پيشنهاد من مبني بر صعود يال ملاخوران مورد توجه قرار نگرفت و همه با صعود از يال شمالشرقي اتفاق نظر داشتند.تصميم بر اين شد كه به شمالشرقي صعود كنيم!
شب را در روستاي گزانه و در مقابل حسينيه اين روستا به صبح رسانده وچهارشنبه صبح ساعت 07:00 به سمت چشمه پهن كوه به راه افتاديم. لذت عبور از ميان مناطق سر سبز و صداي رودخانه همچنان ادامه داشت. ساعت 11:00 چشمه پهن كوه بوديم و بعد از استراحت به سمت قله منار به راه افتاديم.

مسير را به دليل هم هوا شدن نفرات ضعيف تر گروه به آرامي ادامه مي داديم تا جائيكه در زير قله مازيار و در ارتفاع 4000 متري براي شب ماني و استراحت مكان مناسبي را يافته و كمپ را مستقر كرديم.

پنج شنبه صبح پس از صرف صبحانه به سمت تخت فريدون به راه افتاديم . مسير طبق معمول از بادهايي با سرعت بالا برخوردار بود و شدت آن تا 50 كيلومتر در ساعت مي رسيد.

عصر پنج شنبه به استراحت و هم هوايي گذشت.آب برفچال هاي كنار پناهگاه هم چنان به قوت خود باقي بودند اما نسبت به سالهاي گذشته برف كمتري را در خود داشتند . براي فردا آب مورد نياز را محيا كرده و پس از افزودن مواد لازم به آن ذخيره كرديم.برنامه فردا را مرور مي كنيم: صعود به قله و فرود از يال جنوبي! همه موافقند.

صبح جمعه ساعت 7:00 به سمت قله به راه افتاديم.با اضافه كردن ارتفاع كم كم مسئله كنار آمدن با ارتفاع براي نفرات روشن مي شد. سختي كار بيشتر در چهره يكي از دوستان جنوبي ديده مي شد چون از حداقل ارتفاع به اين مكان آمده بودند و تحمل اين فشار هوا برايشان كمي سخت بود.كوله هاي سنگين سرعت را كاسته بود.
مسير نرمال صعود به قله را دامه مي داديم.

زيبايي دره يخار مانند سالهاي پيش بود.باد كمي در حال وزيدن بود و بر خلاف تصور دماي هوا پايين نبود.هر چه به قله نزديك تر مي شديم شوق مان براي گام نهاد بر لبه كاسه قله بيشتر مي شد. از پناهگاه تخت فريدون تا قله معمولا سه ساعته صعود مي شود و ما به دليل همراه داشتن كوله هاي كامل و عدم بروز مشكل براي افرادي كه با ارتفاع ميانه خوبي نداشتند مجبور بوديم آرام تر حركت كنيم در ارتفاع 4800 متري و در انتهاي مسير سنگلاخي قله خانم كشميري تصميم گرفتند تا برنامه خود را تغيير داده و پس از فتح قله به سمت يال شمالي فرود رفته و دوباره آنرا صعود كنند. تا جائيكه ساعت 15:30 به روي قله رسيديم با روحيه و با صبر و حوصله ادامه داديم و در نهايت بر بلنداي اين قله زيبا ايستاديم. هوا نا مساعد بود .

ابرهاي تيره و باد روي قله باعث شد تا گروه را زياد نگه نداشته و به سمت پايين هدايت كنم.از سمت يال جنوبي ارتفاع را آرام آرام كم كرده تا پس از پشت سر گذاشتن سنگ مثلث به استراحت پرداختيم. كار اصلي ما انجام شده بود پس عجله اي براي رسيدن به بارگاه سوم جنوبي نداشتيم. شب را در بارگاه استراحت كرديم و صبح به سمت گوسفند سرا به راه افتاديم.تيم هايي از اصفهان وفيروز كوه و يك نفر از تهران كه يال شمالي (جانپناه ها ) را به صورت انفرادي صعود كرده بود و به جنوبي آمده بود در بارگاه حضور داشتند.

ساعت 11:00 با وانت مصطفي به سمت پلور رفته و از آنجا هم بايك مني بوس دربستي ديگر به همراه بچه هاي خرم آباد كه در شمالشرقي با هم آشنا شده بوديم به سمت تهران آمده واز يكديگر جدا شديم تا هر كس به ديار خود بازگردد.
برنامه ريزي اصلي ما مبني بر صعود سه يا چهار جبهه در يك برنامه چند روزه متاسفانه اجرا نشد.قصد من اين بود كه نفرات را به دو گروه تقسيم كنم. روز اول تا پناهگاه سيمرغ رفته و روز دوم همگي به قله صعود كنند. حال تيم اول وسايل تيم دوم را به سمت يال شمالشرقي برده و تيم دوم وسايل تيم اول را به شمالي ببرد. پس از رسيدن به ارتفاع پناهگاه وسايل را گذارده و به قله صعود كنند.حال تيم اول به سمت يال شمالي فرود رفته و تيم دوم به شمالشرقي برود و شب را در پناهگاه و با وسايل خود سپري كند. روز سوم برنامه تمام نفرات به سمت قله حركت كرده و پس از صعود به سمت جنوبي حركت كنند. قرار شب سوم بارگاه جنوبي بود. روز چهارم و روز آخر برنامه به طور دلخواه اجرا مي شد. چون قصد فرود از يال جنوبي را داشتيم اجباري بر صعود يالجنوبي نبود و هر كدام از نفرات كه مايل به صعود بودند با تيم همراه شده و باقي نفرات به استراحت در پناهگاه مشغول مي شدند. تيم صعود پس از رسيدن به بارگاه به همراه باقي نفرات به سمت مسجد به راه افتاده و شب آخر را در گوسفندسرا سپري مي كردند. پس از آن هم به كنار جاده آمده و هر كس به شهر خود باز مي گشت. برنامه ريزي من با بسته شدن جاده پاركينگ غربي به كل بهم ريخت و چون جنوبي هم براي نفرات تكراري بود و در نهايت تصميم صعود به شمالشرقي گرفته شد متاسفانه برنامه اوليه اجرا نشد. يال شمالشرقي يال بلند و خسته كننده اي است كه در حالت عادي يك برنامه كامل محسوب مي شود ، اعزاي تيم ما با كوله به قله صعود كرده بودند و چون يكي از بچه هاي جنوبي مشكل ارتفاع داشت برنامه به كندي پيش رفت. اينها همه دلايل عدم اجراي برنامه اصلي بود.
به اميد صعود و اجراي اين برنامه در سالهاي آينده!