تبليغاتX
گزارشات صعودبه قلل ودیواره های مرتفع - صعود زمستانی و انفرادی مسیر فراز
دست نوسته هایی از کوچکترین کوهنورد دنیا
 

جمعه چهارم اسفند ماه سال هشتاد و پنج

قرار بود به اتفاق خانم فراهانی برای تمرین بریم لجور.اما ایشون نتونستن خودشون رو به برنامه برسونن.من هم به فکر برنامه ای افتاده بودم که از مدتها قبل در نظر داشتم که انجام بدم اونم صعود انفرادی مسیر فراز در زمستون بود...

من تا حالا فراز رو انفرادی صعود نکرده بودم و در نه من هیچ کس تا حالا انفرادی  تو فصل زمستون این کار رو انجام نداده بود. وقت رو غنیمت شمردم و قصد اجرای برنامه رو تو ذهنم  برای خودم محکم کردم.روز جمعه صبح تنهایی به سمت لجور به راه افتادم. به دلیل تاخیر در حرکت ماشین و پیاده تا پای کار رفتن خلاصه ساعت ده و نیم تو پناهگاه بودم. چندتا از بچه ها برای صعود به چت یواشه رفته بودن و یکی دو نفر هم تو پناهگاه بودن. تا وسایلم رو آماده کردم نیم ساتی طول کشید وقت زیادی از دست داده بودم و ناچارا بدون استراحت به سمت دیواره به راه افتادم.

لجور 4/12/85

 

ساعت یازده و ربع دیگه اولین میانی رو زدم و با دلی محکم و با یاد خدا صعودم رو  شروع کردم.اول میخواستم به روش کلاسیک صعود کنم ولی چون وقت زیادی نداشتم با روش ابداعی خودم کارم رو شروع کردم بر خلاف روش دو کاربینه تو این روش، صعودکننده همیشه روی دو تا رول حمایت میشه و در واقع با سه تا کارابین باید صعود کنی.

خلاصه بدون استراحت و بدون معطلی تمام مسیر رو در یک ساعت و چهل و پنج دقیقه صعود کردم .آخرای مسیر زیر کلاهک که بودم به یاد مرحوم کامران سلیمانی که یکی از بهترین دیواره نوردای اراک و ایران بود و متاسفانه بر سر همین صعود انفرادی تو علم کوه دچار سانحه صقوط شد و فوت کرد افتادم. به خودم امید میدادم که بادمج

ون بم آفت نداره  و باید ادامه بدم تا سریع تر مسیر رو تموم کنم. طول آخر صعود که یه مسیر طبیعی هست رو ناچارا کلاسیک صعود کردم و بالاخره یه نفس راحتی کشیدم...نمیدونید چه حسی داره وقتی یه رکورد رو به ثبت می رسونی .از یه طرف داشتم خودم رو نصیحت میکردم که این بار اول و آخرت باشه که از این کارا میکنی و از طرف دیگه هم هی به خودم آفرین میگفتم  چون مایه افتخاری بود که اولین نفری بودم که بعد از بیست و یک سال که این مسیر گشایش شده بود تو زمستون انفرادی صعودش میکردم.وسایل رو تند تند جمع کردم ریختم تو کوله و به سمت پناهگاه به راه افتادم. وقتی برگشتم ، پناهگاه خیلی شلوغ بود بیست نفر از بچه های قم به همراه شرکت کوهنوردی آسونوردان اومده بودن و یه سری رفته بودن تا قله رو از مسیر عادی صعود کنن و برگردن.

بعد از ناهار خوردن و جمع و جور کردن وسایل به سمت پایین راه افتادم و برگشتم اراک.

بعد از قضیه شکستن کفشهام و یه جورایی زندانی شدن تو برنامه های یه روزه و سبک ، رو آوردم به صعودهای زمستونه دیواره ولی این صعود انفرادی به نظر خودم یه کار بزرگی برای من بود که تونست برای امسال منو ارضا کنه.گرچه بعضی ها انتقادهای بی خودی میکنن ولی من که نمیگم از حسودی شونه یا چیز دیگه میذارم رو حساب دلسوزی.

البته خیلی ها هم با تشویق ها و تمجید ها منو برای انجام کارهای بزرگتر ترغیب کردن و بعضی ها هم ازشون انتظار داشتم که لااقل تعجب کنن و منو تشویق کنن خیلی عادی و بدون کوچکترین عکس العملی ازکنار این کار گذشتن...

ای بابا من همیشه شعارم این بوده و هست و خواهد بود که آدم باید برای خودش کوهنوردی کنه و بهش هم اعتقاد دارم حالا هرکس هرچی میخواد برداشت کنه بکنه.

فیلمی یک دقیقه ای از صعود رو میتونید تو این آدرس ببینید.مستند شده

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/12/13ساعت 1:14  توسط علی قادری  |