تبليغاتX
گزارشات صعودبه قلل ودیواره های مرتفع - بیستون
دست نوسته هایی از کوچکترین کوهنورد دنیا
 

به نام یکتای بی همتا

سلام

نمی خواستم گزارش برنامه بنویسم فقط برای جبران محبت های چند نفر از بچه های خوب کرمانشاهی که خیلی خیلی مهربون و مهمون نوازن این پست رو مینویسم.

روز جمعه ۱۷ شهریور ساعت ۵:۰۰ صبح به اتفاق سه نفر از دوستان از اراک به سمت کرمانشاه  به راه افتادیم. حاج رضا نمازی یکی از بهترین مربی های استان مرکزی که هر دوره طعم چندتا قهرمانی کشور رو به شاگرداش تو سنگنوردی می چشونه هم افتخار دادن و همراه ما اومدن. ساعت ۱۰:۰۰ به بیستون رسیدیم. طبق قرار های قبلی که با ..ری را .. گذاشته بودم اونا هم اومدن بیستون.داداش های نازنینش رو هم آورده بود. قرار بود ما بعد از ظهر بریم مسیر (هاری رست) اما به علت گرمای بیش از حد کنسل شد.

ظهر ناهار مهمون ری را بودیم . وای نمی دونید چه دست پخت خوشمزه ای داشت. من به هوای اینکه میخوایم بریم دیواره کم خوردم ولی روم نشد بگم بازم میخوام ....ولی الان میگم که بدونه خیلی دوست داشتم وقتی قرار دیواره کنسل شد بقیه عذا رو هم میخوردم. با پذیرایی صمیمانه ای روبرو شده بودیم و نمی دونستم چه جوری جبران کنم.

بعد از ظهر رو صرف رکاب زدن تو فرهاد تراش کردیم تا سعید و وحید هم برای اولین بار به بالای طاقچه فرهاد تراش برسن. شب بعد از خداحافظی به طاق بستان رفتیم تا شاید فردا بتونیم تو منطقه دوشکفت کار کنیم. من دیروز به خاطر کار زیاد دستام داغون شده بود انگشتم به شدت درد می کرد نمی خواستم صعود کنم و قرار بود بچه ها مسیر آقا ماشاالله رو که کلاهک بالا رو طی میکرد صعود کنن.یچ کدوم حاضر به این کار نشدن چون مسیر درجه خیلی بالایی رو براشون داشت. من دیدم دراه وقت تلف میشه راضی شدم صعود کنم ولی یه مسیر سنگین تر رو انتخاب کردم تا حالشون رو بگیرم.مسیر (چه کنم ۵.۱۲ )تا ساعت ۱۳:۳۰ كار كرديم و به پايين برگشتيم .ناعهار ورتو پارك بستان خورديم وبه سمت اراك برگشتيم.

هنوز كه هنوزه مزه لوبيا پلوي چرب اون روز رو به دنده كباب پارك بستان تر جيح ميدم ولي حيف من آشپزيم زياد خوب نيست تا بتونم براشون غذا درست كنم البته اگه افتخار بدن و بيان اراك. ازشون دعوت كردم با بچه هاي ديگه بيان براي صعود لجور حالا با خودشون كه ما رو لايق ميزباني  بدونن يا نه

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/06/20ساعت 22:28  توسط علی قادری  |